السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

212

تفسير الميزان ( فارسي )

و جمله * ( « وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً » ) * مانند جمله * ( « وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ » ) * عطف است بر جمله * ( « لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ » ) * و اصل معنا « ليبدلن خوفهم امنا » بوده ، به طور ساده تر اينكه در واقع بايد مىفرمود « ترس ايشان را مبدل به امنيت كرديم » ولى فرموده « ايشان را بعد از ترس ، مبدل به امنيت كرديم » و تبديل را به خود آنان نسبت داد ، حالا يا از باب مجاز عقلى است ، و يا آنكه مضاف را چون معلوم بوده حذف كرده ، زيرا جمله * ( « مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ » ) * مىفهماند كه آن محذوف خوف ، و تقدير « ليبدلن خوفهم » بوده ، و يا آنكه از اين باب نبوده ، بلكه كلمه « امنا » به معناى آمنين بوده كه در اين صورت معنا اين مىشود كه : خدا ايشان را بعد از ترسشان مبدل كرد به ايمنان و به هر حال ، مراد از خوف آن ترسى است كه مؤمنين صدر اسلام از كفار و منافقين داشتند . و جمله * ( « يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً » ) * را اگر بخواهيم با سياق آيات بهتر وفق دهيم ، بايد حال از ضمير در جمله * ( « لَيُبَدِّلَنَّهُمْ » ) * بگيريم ، كه معنا چنين مىشود : « خدا ترس ايشان را مبدل به امنيت كرد ، در حالى كه ايشان مرا پرستش كنند ، و چيزى شريك من ندانند » . و اگر در اين آيه التفاتى از غيبت « يبدلنهم » به تكلم « مرا عبادت كنند » به كار برده و جمله « يعبدوننى » را با جمله « چيزى را شريك من ندانند » تاكيد كرده ، و كلمه « شيئا » را نكره آورده ، كه خود دلالت مىكند بر نفى شريك به طور اطلاق ، همه اين نكات حكم مىكند بر اينكه مراد از عبادت ، خداپرستى خالص است ، به طورى كه هيچ شايبه اى از شرك - چه شرك جلى و چه شرك خفى - در آن راه نداشته باشد ، و خلاصه معنا اين مىشود كه خدا مجتمع آنان را مجتمعى ايمن مىسازد ، تا در آن جز خدا هيچ چيز ديگرى پرستش نشود ، و هيچ ربى غير از خدا قائل نباشند . و كلمه « ذلك » در جمله « * ( وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ ) * » به طورى كه سياق شهادت مىدهد اشاره است به موعود ، بنا بر اين ، مناسبتر آن است كه كلمه « كفر » را به معناى كفران ، و در مقابل شكر بدانيم ، و چنين معنا كنيم كه : « و هر كس كفران كند و خدا را شكر نگويد ، و بعد از تحقق اين وعده عوض شكر با كفر و نفاق و ساير گناهان مهلكه ، كفران نعمت كند ، چنين كسانى كاملا در فسقند » و فسق هم عبارت است از بيرون شدن از زى بندگى . مفسرين در اين آيه شريفه اختلافاتى شديد و زيادى دارند . بعضى « 1 » گفته‌اند : درباره اصحاب رسول خدا ( ص ) نازل شده ، و خدا

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 252 .